محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

175

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

انسان مؤمن به ثواب از ايمانش نسبت به خداوند و وعده‌هايش ناشى مىشود . اين ايمان و اطمينان است كه او را به تلاش و كوشش و تحمل سختى در راه رضاى خداوند وامىدارد . ( و ظلف الزّهد شهواته ) در دنيا زهد پيشه كرده و آن را خرد و ناچيز شمرده و خود را از موارد خشم خداوند دور نگه داشته و به سوى خوشنوديش گسيل داشته است . ( و قدّم الخوف لأمانه ) در دنيا براى آخرتش تلاش مىكند تا در آن‌جا به سلامت و امنيت باشد . ( و تنكب المخالج عن وضح السّبيل ) از عوامل انحراف و كژى از راه راست رويگردان است . ( و لم تفتله فاتلات الغرور ) انگيزه‌هاى بدكارى او را فريب نداده و از فضيلت بازنمىدارد . ( و لم تعم عليه مشتبهات الامور ) همه گفتار و كردار او بر پايه دلايل و حجتهاى خداوند استوار است و براى همين در دام شبهات نمىافتد . ( ظافرا بفرحة البشرى و راحة النّعمى ) منظور از مژده در اين بند همانى است كه در اين آيه آمده است : « مژده بده به كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند كه بهشت از آن ايشان خواهد بود و در آن ، رودها از زير پايشان در جريان است . » « 1 » شادى به هنگام ورود به بهشت غيرقابل توصيف است . ( في أنعم نومه و آمن يومه ) كنايه از لذتهاى روح و آسايش بدن است و اين ، انسان خردمند را از ارتكاب حرام و لذتهاى آن بىنياز مىگرداند . ( قد عبر معبر العاجلة حميدا و قدّم زاد الآجلة سعيدا ) پاك و آراسته از اين دنيا بيرون رفته و راضى و خشنود به آخرت پاى مىگذارد ؛ چرا كه اعمال نيك و

--> ( 1 ) . وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ بقره / 2 : 25 .